توانمندسازی فرهنگ سازمانی _ قسمت سوم

 

 


توانمندسازی فرهنگ سازمانی

قسمت سوم

تاریخ انتشار: نوامبر 2013

منتشر شده در مجله کسب‌و‌کار هاروارد


 

شیوه‌­های تعامل

 

ساختار و ارزش­‌های دموکراسی آتنی که برشمرده شد، چارچوبی برای شهروندی ارائه می­‌کرد. با این حال، شهروندی باید در عمل بیان شود (در فعالیت­‌های روزانه)، در غیر این صورت به‌سرعت به بوروکراسی (تشریفات اداری)، امور روزمره و منافع شخصی نزول خواهد کرد.

 

اقدامات یک سازمان، فرهنگ آن و چگونگی انجام کارها را تعریف می­‌کند. هرچند برای آتنی‌­ها شیوه­‌های دموکراسی فقط در مورد «انجام امور شهروندی» نبود، بلکه در مورد «آموختن اصول شهروندی» بود.­

 

آن‌ها به‌طور مداوم درک خود از شیوه‌­های دموکراسی را طریق اعمال و تعاملات آن‌ها در میدان­‌های عمومی، در نقش‌­های رهبری و در دادگاه هیئت منصفه، تصحیح می­‌کردند شیوه­‌هایی که به سیستم دموکراسی آتنی جان می­‌بخشید، قابل تقسیم به زیرگروه‌هایی می­‌باشد، ولی ضروری است که آن‌ها را به‌صورت یک کلیت در نظر بگیریم.

 

شیوه‌­های دسترسی به هر شهروند فرصت برابری برای ایفای نقش در حکومت می­داد. آتنی­ها هم در ایجاد و هم در اجرای تصمیمات داوطلب می­شدند و دانش خود را از طریق شرکت در انجمن­ها و طرح­های ابتکاری، چه در سطح محلی و چه در سطح ایالتی به اشتراک می­گذاشتند. چرخش نقش­ها برای پویایی حکومت بسیار حیاتی بود و شهروندان را قادر می­ساخت که فرصت رهبری و نقش­های اجرایی را تجربه کنند و به‌طور کل حکومت کردن و تحت حکومت بودن را تجربه نمایند.

 

شیوه‌­های فرایند برای تضمین اینکه مذاکرات، تصمیم­‌گیری­‌ها و اجرائیات، به‌صورت هماهنگ، عادلانه و به‌موقع انجام شوند ضروری بودند. شهروندان خواهان اجماع، تصمیم‌گیری و قضاوت بر اساس اعتماد به افراد خوش‌نیت بودند (نقطه­‌ی مقابل احزاب سیاسی امروزی). همه فرآیندهای دولتی و قضایی شفاف بودند و متضمن آن بودند که هر تصمیمی بر اساس اطلاعاتی بوده که آزادانه بیان‌شده و دلایل روشنی برای اثبات آن وجود داشت. مردم به اتخاذ فوری تصمیمات باور داشتند: شهروندان به ضرورت حصول نتیجه‌­ی فوری از مباحث واقف بودند. درنهایت، انتظار می­‌رفت که همه، بدون در نظر گرفتن نظرات شخصی قبل از رای‌گیری، نهایی تصمیم‌گیری‌­های اجرایی را حمایت و در صورت لزوم در آن شرکت کنند.

 

شیوه‌­های نتیجه گویای آن بود که شهروندان تنها خواهان پایان یافتن صرف یک فرآیند نیستند (دستورالعمل مطمئن برای بوروکراسی)، بلکه تمرکز بر دستاوردهای عملی و نتایج عینی را پشتیبانی می­‌کردند. مفهوم شایستگی اساس تأکید جامعه بر نتایج بود، مردم می‌­کوشیدند که اطمینان یابند تصمیماتشان بر اساس موثق‌­ترین استدلال­‌ها باشد، نه بر اساس موقعیت، امتیاز یا تعصب در تصمیم­‌گیری. پاسخگو بودن، مفهوم ارزشمند دیگری بود (پذیرش مسئولیت‌­های شخصی برای احترام به ارزش‌­های فرهنگ شهروندی در تمامی تصمیم­‌گیری­‌ها و فعالیت­‌های اجرایی، حمایت از آن دسته ارزش­‌ها در رفتار فردی و پذیرش قضاوت دیگران در مورد رفتار خود). درنهایت، آتنی­‌ها وظیفه خود می­‌دانستند که فرایند را به چالش بکشند (با تصحیح نمودن سیاست­‌های نادرست، تجدیدنظر در تصمیمات نامناسب خود و توجه و مقابله با سوء رفتارهایی که جامعه و افراد را به خطر می­‌انداخت).

 

هرکدام از این سه مجموعه توسط گروه جامعی از شیوه­‌های قضایی کنترل می­‌شد تا اطمینان حاصل شود که هر تصمیم‌گیری در جای مناسب، توسط افراد مناسب و در زمان مناسب اتخاذشده است. جامعه بر این باور بود که تصمیمات باید توسط آگاه­‌ترین افراد در آن زمینه که بیشتر تحت تأثیر نتایج آن تصمیم بودند، گرفته شوند. این بدان معنی است که تصمیم‌گیری­‌های تخصصی بر عهده­‌ی کارشناسان بود، برای مثال تصمیم‌گیری در مورد استراتژی­‌های جنگی توسط ژنرال­‌ها انجام می­‌شد. تصمیماتی که عواقب بزرگی در پی داشتند، همچون وضع مالیات و اعلام جنگ نیازمند بحث گسترده‌­تری در سطح جامعه بودند.دیگر تصمیمات مادی همچون برنامه­‌ریزی برای جشنواره­‌ها و یا حل‌وفصل اختلافات باهمسایگان، اکثراً به‌صورت محلی گرفته می­‌شد. بنابراین شهروند آتن بودن ارزشمند بود چرا که کل شهروندان دارای صلاحیت بررسی امور بودند.

 

فرهنگ شهروندی که توسط آتنی­‌ها ایجاد شد (با ساختارها، ارزش­‌ها و روش­‌ها تعاملی خود) هر فرد را تشویق به تعقیب سرسختانه تعالی فردی و هم‌زمان تلاش در جهت منافع مشترک جمعی از طریق شیوه­‌های تعهد عاطفی و خودمختاری می­‌نمود.

 

این تفکر «هم این / هم آن» اخیراً توسط جیم کالینز و دیگر اندیشمندان عرصه مدیریت، ترویج داده شده است، در ابتدا توسط آتنی­‌ها مطرح شد و هدف آن از بین بردن هرگونه تضاد و تعارض بین منافع شخصی و منافع شرکت­‌هاست. پریکلس، سیاستمدار آتنی، ماهیت این نگرش را بیان نمود. او گفت، هر شهروند، «خداوند بر حق و مالک شخص خویش است»، از موهبت­‌های استثنایی داده شده به او تطبیق‌پذیری با جمع می­‌باشد و می­‌افزاید که شهروندان به لطف جمهوری و به لطف شیوه­‌ی زندگیشان قادر به تشکیل جامعه­‌ای بزرگ و قدرتمند شده­‌اند.

 

درواقع آتن، آن‌گونه که پریکلس آن را می­‌نامد، «مدرسه­‌ای برای بقیه یونانی­‌ها»، مورد حسادت دشمنانش بوده است. یکی از رقبای آتن، در هیئت انگیزه شهروندان آتنی که باعث عملکرد فوق­‌العاده­‌ی آن‌ها می­‌شد چنین سخن گفت: آن‌ها بدن­‌های خود را همچون سرمایه شهرشان می­‌دانستند، هر مردی هوش خود را به کار می‌­بست تا برای هدفی مشترک دست به ابتکار عمل بزند ... ممکن است که در مورد هر آتنی گفته شود که به‌محض این‌که چیزی را می­‌خواستند شروع به تلاش برای به دست آوردن آن می­‌کردند و به‌محض اینکه در موردی تصمیم می­‌گرفتند دست به اقدام می­‌زدند ... و وقتی به موفقیتی دست می­‌یافتند، آن را در مقابل موفقیتی که در اقدامات بعدی در آینده نصیبشان می­‌شد ناچیز می­‌شمردند.

 

 

نگاه به آینده

 

مدل آتنی دموکراسی سازمانی چیزی بیش از یک الگو نیست. این مدل نسخه‌­ی ساده‌­ای برای مدیران مدرن ارائه نمی‌­دهد. ولی راه اینکه چگونه گروه قابل‌توجهی از افراد می­‌توانند با موفقیت با استفاده از عزت، اعتماد، اداره و بدون توسل به یک بوروکراسی خفقان‌آور به اداره­‌ی جامعه­‌ی خود بپردازند را نشان می‌­دهد و مهم­‌ترین اینکه، این مدل گویای نیاز ترکیب ساختارها، ارزش­‌ها و شیوه‌­ها، در یک سیستم منسجم و مستقل می­‌باشد. تنها ایجاد انجمن‌­ها یا فرایندهای تصمیم‌­گیری گروهی کافی نیستند، اقداماتی که از روی بی‌علاقگی انجام شوند تنها باعث تشدید بدبینی در کارکنان می‌­شوند. ایجاد و حفظ یک شرکت از شهروندان نیازمند یک تغییر واقعی در فرهنگ‌سازمانی و مدیریتی است.

 

اکثر کارکنان امروزی با ارزش‌های بنیادی و ساختار دموکراسی آشنا هستند و بسیاری از آن‌ها دارای تجربه کاری با بعضی از اشکال فعالیت­‌های جمعی در کار هستند خواه در رابطه با تیم­‌های خودگردان، اتخاذ تصمیم از طریق اجماع و یا به اشتراک‌گذاری مسئولیت‌­های رهبری باشد. پس ایده حرکت به سمت یک ساختار دموکراتیک‌­تر، چیز غریبی نیست. ما از تغییر بنیادین در شیوه­‌ی سازمان‌­ها و عواقب آن صحبت می­‌کنیم. چند نمونه­‌ی بارز آن را در نظر بگیرید: پیشرفت­‌های فناوری، تغییرات جمعیتی و افزایش جهانی‌شدن بازارها باعث متفرق‌شدن نیروهای کار، ضعیف‌شدن فرضیات سنتی در مورد امنیت شغلی، وفاداری کارکنان و ایجاد بازارهای آزاد فراوان برای کار. هر چه سازمان­‌ها بیشتر به سمت استفاده از کارکنان آزاد، پیمان‌کاران و کارمندان موقت می‌­روند، هر تعریفی از «کارمند» نامفهوم­‌تر می­‌شود.

 

از اولین موانعی که لازم است یک شرکت مرتفع نماید تعریف دقیق «شهروند» است. مزايا، حقوق و مسئولیت­‌های که همراه با تابعیت رسمی در سازمان­‌ها ایجاد می­‌شوند چه هستند؟ آیا باید شهروندی به‌صورت محدود و با حقوق و مسئولیت کمتر باشد؟ آیا باید به پیمانکاران و شرکا، نوعی از شهروندی داده شود؟ چگونه باید سطوح مختلف شهروندی مدیریت شوند؟ چگونه باید حقوق مالکیت و پاداش‌­های دیگر توزیع شوند؟ این­‌ها سؤالات سختی هستند و هر شرکت باید با توجه به‌اندازه، شرایط و اهداف خود، پاسخگوی آن‌ها باشد.

 

درهرصورت یک‌چیز مسلم است: عمل شهروندی را نمی­‌توان از بالا تحمیل کرد، بلکه باید از اعمال و اعتقادات خود شهروندان ناشی شود. گذار به یک سازمان تجاری دموکراتیک­‌تر زمان­‌بر است و نیازمند آزمایشات بسیار و پیروزی و شکست­‌های فراوان است.

در حالی که مدیران یک سازمان لزوماً نقش کلیدی، در ایجاد اهداف و ارزش‌­های اساسی ایفا می­‌کنند (همچنان که رهبران آتنی چنین می‌­کردند) این مدیران همچنان که حس اعتمادبه‌نفس شهروندان رشد می‌­نماید، باید شجاعت رعایت نوبت در مدیریت را داشته باشند. این روندی است که هرگز نباید متوقف شود. تجربه دموکراسی باید به‌طور مداوم شیوه­‌های دموکراسی را اصلاح نماید. پریکلس به هم‌وطنان آتنی خود گفت «همان‌گونه که هم‌عصران ما در شگفت‌اند، اعصار آینده نیز از ما در شگفت خواهند بود». پیش از دو هزار سال بعد، پیش‌­بینی جسورانه او محقق می‌­شود، اما توجه ما به آتن نباید در شگفتی محدود شود بلکه باید به شبیه‌سازی و الگوگیری از آن بپردازیم.

 


Empowerment of organizational culture

Part 3

Publish date : November 2013

Published in Harvard Bussiness Journal

 

ترجمه و تدوین از وبسایت شخصی دکتر سعید سعیدی‌پور

انتشار مطالب فقط با ذکر منبع این وبسایت مجاز است.

 

۵
از ۵
۲ مشارکت کننده

دسته بندی ها

نوشته های اخیر

دیدگاه‌ها