توانمندسازی فرهنگ‌سازمانی _ قسمت دوم

 

 


توانمندسازی فرهنگ سازمانی

قسمت دوم

تاریخ انتشار: نوامبر 2013

منتشر شده در مجله کسب‌و‌کار هاروارد


 

سازه­‌های مشارکتی

 

 

سیستم حکومت‌داری آتنی، اساساً سازمانی مسطح داشت، (بسیار مسطح‌­تر از ساختارهای شرکت­‌های بزرگ امروزی).

 

مجموعه­‌ای از فرآیندها و نهادهایی که به‌روشنی تعریف شده بودند (ازجمله شوراها، دادگاه­‌ها، مجامع و ادارات اجرایی) باعث به حداقل رساندن سلسله‌مراتب و مانع از ایجاد شدن طبقه­‌ی حاکم می­‌شدند و به این طریق شهروندان را در امور حکومتی و حقوقی سهیم می­‌کردند. علاوه بر شرکت در سیاست‌گذاری‌های محلی، هر مرد بالغ آتنی فرصت داشت که در مجلس شورای بزرگ شهروندی شرکت نماید که هفته­‌ای یک‌بار تشکیل می­‌شد و به بحث و رای‌گیری در مورد مسائلی چون ساختن جاده­‌ای جدید یا طرح‌ریزی جنگی می­‌پرداخت. این مجمع متشکل از ۵۰۰ نفر از شهروندان مرد بالغ بود که این اعضا به‌صورت سالیانه تغییر می­‌کردند.

 

برای اطمینان از اینکه تصمیمات توده مردم به‌سرعت و به‌خوبی به اجرا درمی‌آید، ساختار حکومتی آتن همچنین شامل تیم «مدیران اجرایی» می­‌شد که شامل ژنرال­‌ها، متولیان و مدیرانی بود که با انتخابات و یا قرعه‌کشی انتخاب می­‌شدند. گردش در سمت­‌های اجرایی نظام­مند بود، در برخی موارد، تمام ۳۰۰۰۰ شهروند آتنی در زندگی خود فرصت مدیر شدن می­‌یافتند.

 

عملکرد فردی به‌دقت تحت نظارت بود و این عملکرد مدیران اجرایی منجر به پاداش با مجازات از جانب خود شهروندان می­‌شد. مدیریت قضایی نیز به همین ترتیب آزاد و مشارکتی بود. قضات محلی بسیاری از منازعات را حل‌وفصل می­‌کردند اما زمانی که قضات محلی قادر به حل مسئله نبودند یا اینکه جرم جدی صورت می­‌گرفت، هیئت‌داوران به نمایندگی از کل شهروندان قضاوت می­‌کرد و مجازات را تعیین می­‌نمود.

 

قوانین قضایی و سیاسی بسیار شفاف بودند و این باعث می­‌شد که ساده، عادلانه و انعطاف‌پذیر باشند. حتی در این قوانین احساسات هم در نظر گرفته می­‌شدند. بسیاری از تصمیمات اتخاذشده توسط شهروندان به معنای واقعی کلمه، مسائل حیاتی بودند. هیچ‌کس به خاطر با صدای بلند و با خشمگینانه صحبت کردن از جلسات اخراج نمی­‌شد (تا زمانی که به حقوق دیگران احترام می­‌گذاشت). به تخصص در امور فنی عمیقاً ارزش داده می­‌شد، اما مفهوم حرف‌ه­ای بودن سهم کمی در سیستم ایفا می­‌کرد. مشارکت آماتور به مدیریت حرف‌ه­ای ارجحیت داشت چرا که این امر باعث تشویق به اشتراک‌گذاری مستمر نظرات تازه می­‌شد. از افراد با تخصص­‌های خاص در زمینه­‌های مختلف انتظار می­رفت که در مواقع نیاز خود به میدان بیایند بدون اینکه بخشی از یک سازمان اداری خاصی شوند. قوانین و سیاست به زبان ساده بیان‌شده بودند و چیزی به نام دادستان حرف‌ه­ای و وکلا وجود نداشت. در دادگاه­‌ها هر شهروند زمان معینی برای بیان اظهاراتش داشت و هیچ مانعی بر روند دادرسی قرار نمی­‌گرفت. رای گیری در سیاست آزاد بود و عمدتاً «به اتفاق آراء» انجام می­‌شد هرچند برای حصول اطمینان از رعایت انصاف، برای تصمیمات قضایی از رای‌گیری مخفی استفاده می­‌شد.

درمجموع، این ساختار دموکراتیک اطمینان می­داد که هیچ مانعی برای جدا کردن آتنی­‌ها از دولتشان به وجود نخواهد آمد و مهم­‌تر اینکه این ساختار بیانگر اعتماد عمیق شهروندان به توانایی­‌های خود برای طراحی خط سیر دولتشان بود. می­‌بینید که چنین مفهومی چقدر با ساختار زیربنایی مدیریت امروزی متفاوت است. در اکثر شرکت­‌ها، تصمیمات مهم و اصلی پشت درهای بسته­‌ی دفاتر اجرایی و اتاق­‌های کنفرانس توسط نخبگان گرفته می­‌شود. برنامه‌ریزی‌های سفت‌وسخت، بودجه‌بندی‌ها و تصویب پروسه­‌های بازدارنده جای تفکر آزاد و بحث­‌های صادقانه را گرفته است. کلیت شکل مدرن شرکت­‌ها نشان‌دهنده بی‌اعتمادی بنیادی آن‌ها به اعضاست.

 

 

ارزش­‌های اجتماعی

 

البته ایجاد ساختارهای دموکراتیک کافی نیست، مردم حاضر نیستند برای شرکت در جلسات، مسیرهای طولانی پیمایند و وقت ارزشمند خود را برای شرکت در نقش­‌های اجرایی موقتی هدر بدهند و یا جانشان را به خاطر «سیستم» به خطر بیاندازند. همچون کارمندان امروزی، برای آتنی­‌های باستان نیز این انگیزه­‌ها از یک هدف والا ناشی می­‌شد، احساس مالکیت مشترک در سرنوشت جامعه خود و درواقع مجموعه­‌ای متمایز از ارزش­‌ها بود که «یکی برای همه و همه برای یکی» را ارزشمند می­‌ساخت. برعکس، در اکثر شرکت­‌های امروزی، تعارضی میان خواسته­‌ی انفرادی کارمندان و خواسته­‌های سازمان وجود دارد. این مدیریت است که همیشه مرزهای میان آزادی فردی و منافع شرکت­‌ها را تعیین می­‌نماید. در آتن، چنین تعارضی وجود نداشت. منافع شهروندان از منافع دولت قابل‌تشخیص نبودند.

 

جامعه ارزش بسیار زیادی برای فردیت افراد، تلاش برای حفاظت از حقوق فردی و خودمختاری، برابری فرصت و امنیت قائل بود. هر شهروند آزاد بود و تشویق می­‌شد که نظرات خود را در جمع بیان نماید و به بحث و مخالفت و مشارکت فعال در تمام تصمیماتی بپردازد که به هر نحوی او را تحت تأثیر قرار می­‌داد. همچنین آزاد بود که به دنبال منافع شخصی خود باشد. به‌جز زمان­‌هایی که به مهارت­‌ها و دیدگاه­‌های فرد نیاز بود، از او انتظار نمی­‌رفت که در تعامل مستمر در امور جامعه باشد. همه شهروندان دارای فرصت مساوی برای محقق شدن پتانسیل شخصی خود بودند در حالی که سهم خود را به بهترین نحو ممکن در جامعه ایفا می­‌کردند و درنهایت، همه­‌ی شهروندان در امنیت بودند و نسبت به هرگونه تهدید و اجبار فیزیکی یا آزارهای کلامی که ممکن بود حس رضایت، آزادی یا برابری آن‌ها را خدشه‌دار کند، ایمن بودند.

 

همان‌طور که اعضای یک جامعه، وفادار به مصلحت عمومی بودند، از شهروندان انتظار می­‌رفت که نه‌تنها به‌منظور تأمین امنیت جمعی خود در مقابل تهدیدات خارجی، بلکه برای تضمین امنیت هر فرد از رفتار نابه‌هنجار برخی افراد یا گروه­‌های داخلی، باهم متحد باشند و به یکدیگر بپیوندند. رفاه و آسایش عمومی در گروه امنیت تک‌تک اعضای جامعه بود.

 

مجموعه دوم ارزش­‌های آتنی، متعادل کردن کسانی است که متمرکز بر فردیت­اند، متمرکز بر جامعه­‌اند و بر این باوراند که مردم همان دولت هستند. بنابراین از این مفهوم چنان عمیقاً نگهداری شد که در زبان نیز ظهور یافت، «آتن» فقط نام یک محل بود، نام شهروندان این جامعه «آتنیان» بود. جلوه­‌ی فیزیکی این شهر در مقابل اهمیت مردم آن رنگ باخت. مورخ توسیدید نقل‌قولی از یک ژنرال آتنی خطاب به شهروندان در آستانه­‌ی جنگی بزرگ بیان می­‌نماید: «اساس شهر ما نه کشتی­‌ها و نه دیوارهاست، شهر ما شما مردم هستید.» چه تعداد از دانش­ورزان امروزی چنین گفته­‌ای را از مدیرعاملان خود می­‌شنوند؟ و چه تعدادی بر آن باور دارند؟ چه تعداد از کارکنان منافع سازمان را همچون منافع خود می­‌دانند؟

 

ادغام روزافزون فرد و جامعه مجموعه سوم از ارزش­‌های اخلاقی می­‌باشد. احساس مقابله به مثل اخلاقی باعث ایجاد پیوند مهمی میان «چه سودی برای من دارد» و «چه سودی برای ما دارد» می‌­شود که اساس آن باور مشترکی است که تعامل در زندگی جمعی در معنای وسیع­تر، فرهنگی می­‌شود: که به افراد شانس بهتر شدن، داناتر شدن و به فعلیت رساندن کامل استعدادها را می­‌دهد. به‌عنوان یک شهروند، تلاش خود را به جامعه بدهکار هستید و جامعه، در عوض، ایجاد فرصت­‌هایی برای به فعلیت رساندن استعدادها و توانایی­‌هایتان را به شما بدهکار است. جامعه با فراهم آوردن فرصت‌­های نامحدود برای هر یک از اعضا، درمی‌یابد که این بهترین راه‌حل برای مشکلات افراد است.

 

در ظاهر روابط متقابل اخلاقی ممکن است مانند نسخه­‌ی باستانی «قرارداد استخدام» امروزی به نظر برسد: یک کارفرما متعهد می‌­شود که پیشرفت حرف‌ه­ای کارکنان را تسهیل نماید و در عوض کارکنان متعهد می­‌شوند که کار خود را به بهترین نحو ممکن انجام دهند. با این حال دو تفاوت مهم میان مفهوم مدرن استخدام و مفهوم آتنی روابط متقابل اخلاقی وجود دارد. اول اینکه استخدام باعث ایجاد وفاداری بلندمدت نمی‌­شود (درواقع احتمال خروج کارمندان را در نظر می­‌گیرد). استخدام یک معامله کوتاه‌مدت است که برفرض تعارض بین منافع جامعه و افراد بنا شده است. در مقابل، شهروندان آتنی، معمولاً از سازمان خود «اخراج» نمی­‌شدند و خودشان نیز به‌جز در موارد حیاتی از سازمانشان جدا نمی­‌شدند. به هر حال اینکه تجارت مدرن جهانی می‌­تواند به هدف اشتغال بلندمدت دست یابد یا نه، نامشخص است. اما هر چه قرارداد میان فرد و جامعه طولانی‌­تر باشد و دوام بیش‌تری داشته باشد، برای هر دو غنی‌­تر و سازنده‌­تر خواهد بود.

 

تفاوت دوم میان قرارداد استخدام و روابط متقابل اخلاقی، چندان واضح و بدیهی نیست اما مهم­‌تر است. در حالی که روابط متقابل اخلاقی تماماً به وابستگی گسترده میان فرد و جامعه گره‌خورده است، استخدام صرفاً توافقی دوجانبه در مورد کار و آموختن کار است، استخدام بدون ایجاد فرصت مهمی برای شرکت در تعیین سرنوشت، بدون ایجاد فرصت به دست آوردن احترام صادقانه‌­ی همتایان و بدون در راستای موفقیت جامعه، می­‌تواند به‌سرعت به سطح برنامه­‌های آموزشی عمومی یا انتخاب‌­هایی اشتباه در میان لیست کوتاهی از امور ناامیدکننده، تبدیل شود. قراردادهای استخدام دانش‌ورزان را تنها به‌صورت موقتی باانگیزه می­‌کنند.

 


 Empowerment of organizational culture

Part 2

Publish date : November 2013

Published in Harvard Bussiness Journal

 

ترجمه و تدوین از وبسایت شخصی دکتر سعید سعیدی‌پور

انتشار مطالب فقط با ذکر منبع این وبسایت مجاز است.

۵
از ۵
۱ مشارکت کننده

دسته بندی ها

نوشته های اخیر

دیدگاه‌ها